محمد بن حسين رازي
415
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
بر زمين چكيد خون هابيل بود پسر آدم صلوات اللّه عليه كه قابيل او را بكشت ، و نه چنان است بل كه اول قطرهء خون كه بر زمين چكيد خون حيض حوا بود پيش از وجود شيث عليه السلام . يهودى گفت : راست گفتى اى امير المؤمنين ، ديگر باره گفت : اى يهودى شما گوييد كه اول درختى كه در روى زمين بجنبيد درخت زيتون بود كه نوح پيغمبر عليه السلام كشتى ساخت ، و نه چنان است كه شما گوييد ، ليكن آن تخمه است كه آدم عليه السلام با خود از بهشت بيرون آورد ، و آن عجوه است كه جملهء انواع نخل از آن است يهودى گفت : راست گفتى . امير المؤمنين گفت شما گوييد كه اول چشمه كه بر روى زمين روانه شد چشمه ايست كه در بيت المقدس است ، و نه چنين است ليكن آن چشمهء حيات است كه موسى با يوشع بن نون بدان رسيدند ، و ماهى شور با ايشان بود در آب افتاد و زنده شد . و خضر كه در مقدمهء ذو القرنين بيامد در طلب آب حيات ، خضر از آن بيافت و بخورد ، و ذو القرنين بيامد و طلب مىكرد و از آن درگذشت و نيافت . يهودى گفت : راست گفتى بدان خداى كه جز وى خداى نيست كه اين نوشته است به خط پدرم هارون و املاء موسى عليه السلام . پس گفت خبر ده مرا از سهگانهء ديگر . بگو كه محمد را چند امام باشد ، و در كدام بهشت باشند ، و كى با وى باشد در آن موضع . و خبر ده از اول سنگى كه بر زمين آمد . امير المؤمنين عليه السلام گفت : اى هارونى محمد را دوازده امام باشد عدل باشد ، ايشان را زيان ندارد ظلم آن كس كه بر ايشان ظلم كند ، و دل تنگ نشوند از مخالف آنكه بر ايشان خلاف كنند ، در دين استوارتر از آن باشند كه كوههاى راسيات درو . و جاى محمد در بهشت عدن باشد كه خداى تعالى گفت كن فكان ، و رودهاى بهشت جمله از آنجا روانه شود ، و آن دوازده امام با او باشند ، در آن موضع ساكن شوند ، و آن سنگ كه اول به زمين آمد شما چه گوييد